انصاریان
که مردم را [از زمین] برمی کند [و بعد از آن عذاب،] گویی تنه های نخلی بودند که ریشه کن شده اند.
آیتی
كه مردمان را از زمين، همانند ريشههاى از جاىكنده نخل، برمىكند.
بهرامپور
[كه] مردم را از جا مىكند، گويى تنههاى نخلى بودند كه ريشه كن شدهاند
فولادوند
[كه] مردم را از جا مىكند؛ گويى تنههاى نخلى بودند كه ريشهكن شده بودند.
الهی قمشهای
که آن باد مردم را از جا بر میکند چنانکه ساق درخت خرما از ریشه افکنند.
خرمشاهی
كه مردمان را از جا مىكند، گويى كه ايشان خرمابنان ريشهكن شدهاند
معزی
برمیانداخت مردم را گوئیا آنانند بنهای نخلهای کندهشده
مجتبوی
مردمان را برمىكند، گويى كه آنها خرمابنهايى بودند از بيخ بركنده شده.
صادقی
(که) مردم را از جای میکَنَد؛ گویی تنههای نخلی بودند که ریشه کن شدهاند.
شاکر (انگلیسی)
Tearing men away as if they were the trunks of palm-trees torn up.