انصاریان
[کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بی حرکت و خاموش شدند!
آیتی
جز يك بانگ سهمناك نبود كه ناگاه همه بر جاى سرد شدند.
بهرامپور
تنها يك صيحه بود و بس، كه ناگاه همه در جا خاموش و بىجان افتادند
فولادوند
تنها يك فرياد بود و بس. و بناگاه [همه] آنها سرد بر جاى فسردند.
الهی قمشهای
نبود عقوبتشان جز یک صیحه عذاب آسمانی که به ناگاه همه هلاک شدند.
خرمشاهی
آن جز بانگ مرگبارى يگانه نبود، آنگاه ايشان خاموش شدند
معزی
نبود آن جز یک خروش که ناگهان ایشانند مُردگان
مجتبوی
[عذاب آنها] جز يك بانگ سهمناك نبود، كه ناگهان مرده و خاموش شدند.
صادقی
تنها یک فریاد (مرگبار) بود و بس؛ ناگهان اینان خاموششدگانند.
شاکر (انگلیسی)
It was naught but a single cry, and lo! they were still.