انصاریان
و [از سختی جان کندن] ساق به ساق به هم پیچد؛
آیتی
و ساقهاى پا در هم پيچيده شوند،
بهرامپور
و [محتضر از سختى جان دادن] ساقهايش به هم پيچيد
فولادوند
و ساق پاها (از سختى جان دادن) به هم بپيچد!
الهی قمشهای
و ساقهای پا (از شدت غم عقبی و حسرت دنیا) به هم در پیچد.
خرمشاهی
و هنگامه بالا گيرد
مجتبوی
و ساقهاى پا به هم پيچد.
صادقی
و ساق (زندگی) به ساق (مرگ) در هم بپیچید.
شاکر (انگلیسی)
And affliction is combined with affliction;