انصاریان
و هنگامی که بر آنان می گذشتند آنان را با اشاره چشم وابرو به مسخره می گرفتند،
آیتی
و چون بر آنها مىگذشتند، به چشم و ابرو اشاره مىكردند.
بهرامپور
و چون بر آنان مىگذشتند به يكديگر چشمك مىزدند
فولادوند
و چون بر ايشان مىگذشتند، اشاره چشم و ابرو با هم رد و بدل مىكردند.
الهی قمشهای
و چون به آنها میگذشتند به چشم طعن و استهزا مینگریستند.
خرمشاهی
و چون از كنار ايشان مىگذشتند، به چشم و ابرو اشارت مىكردند
معزی
و هر گاه میگذشتند بر آنان به چشم طعن و استهزاء بنگرند
مجتبوی
و چون بر آنان مىگذشتند به يكديگر چشمك مىزدند- با چشم و ابرو به طعنه و مسخره اشاره مىكردند
صادقی
و چون بر ایشان میگذشتند، (به مسخره) اشاره(ی چشم و ابرو) با هم ردّ و بدل میکردند.
شاکر (انگلیسی)
And when they passed by them, they winked at one another.