انصاریان
ما بر آنان یک فریاد مرگبار فرستادیم، پس همه آنان به صورت گیاه خشکی که در آغل چهارپایان جمع می کنند، درآمدند.
آیتی
ما بر آنها يك آواز سهمناك فرستاديم. پس همانند آن علفهاى خشك آغل گوسفند شدند.
بهرامپور
همانا ما بر سرشان يك صيحه [ى مرگبار] فرستاديم و همگى چون علف خشك، خرد و ريز شدند
فولادوند
ما بر [سر]شان يك فرياد [مرگبار] فرستاديم و چون گياه خشكيده [كومهها] ريزريز شدند.
الهی قمشهای
ما بر هلاک آنها یک صیحه (عذاب آسمانی) فرستادیم و همه مانند گیاه خشک و خرد شدند.
خرمشاهی
ما بر آنان بانگ مرگبارى يگانه فرو فرستاديم، آنگاه مانند خار و خاشاكى شدند كه از سايهبانساز بازماند
معزی
همانا فرستادیم بر ایشان خروشی را تا شدند مانند برگ خشکیده کوخ سازنده
مجتبوی
بر آنها تنها يك بانگ سخت فرستاديم، پس همچون كاهى كه صاحب آغل براى گوسفندان آماده مىكند- خرد و در هم شكسته- شدند.
صادقی
ما بر (سر و سامان)شان یک بانگ (مرگبار) فرو فرستادیم و چون گیاه خشکیده(ی کومهها) ریز ریز و آماده(ی سوختن یا خوردن حیوانات) شدند.
شاکر (انگلیسی)
Surely We sent upon them a single cry, so they were like the dry fragments of trees which the maker of an enclosure collects.