انصاریان
گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!!
آیتی
گفت: من براى بشرى كه از گل خشك، از لجن بويناك آفريدهاى سجده نمىكنم.
بهرامپور
گفت: من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك، از لجن ماندهى بدبوى آفريدهاى سجده كنم
فولادوند
گفت: «من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گِلى خشك، از گِلى سياه و بدبو، آفريدهاى، سجده كنم.»
الهی قمشهای
شیطان پاسخ داد که من هرگز به بشری که از گل و لای کهنه متغیر خلقت کردهای سجده نخواهم کرد.
خرمشاهی
گفت من كسى نيستم كه به انسانى كه از گل خشك بازمانده از لجنى بويناكش آفريدهاى، سجده برم
معزی
گفت نیستم من که سجده کنم برای بشری که آفریدی او را از گِلی خشک از گل تیره ریختهشده
مجتبوی
گفت: من نه آنم كه براى بشرى كه او را از گِلى خشك برآمده از لجنى بويناك آفريدهاى سجده كنم.
صادقی
گفت: «من (آن کسی) نبودهام که برای بشری که او را از گلی خشک (و) سیاه [:لجن] و تغییریافته و دیرپا آفریدهای، سجده کنم.»
شاکر (انگلیسی)
He said: I am not such that I should make obeisance to a mortal whom Thou hast created of the essence of black mud fashioned in shape.