انصاریان
تا از میوه آن و آنچه دست هایشان به عمل می آورد [مانند شیره، کشمش، شربت و...] بخورند، آیا سپاس گزاری نمی کنند؟
آیتی
تا از ثمرات آن و دسترنج خويش بخورند. چرا سپاس نمىگويند؟
بهرامپور
تا از ميوهى آن و آنچه دستانشان به عمل آورده است بخورند. آيا سپاس نمىگزارند
فولادوند
تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند، آيا باز [هم] سپاس نمىگزارند؟
الهی قمشهای
تا مردم از میوه آن باغها تناول کنند و از انواع غذاهایی که (از این میوهها و نباتات) به دست خود عمل میآورند نیز تغذیه نمایند. آیا نباید شکر آن نعمتها به جای آرند.
خرمشاهی
تا سرانجام از بار و بر آن و آنچه دستهاى خودشان عمل آورده بود، بخورند، آيا سپاس نمىگزارند؟
معزی
تا خورند از میوه آن و آنچه ساختش دستهای ایشان پس آیا سپاس نگزارند
مجتبوی
تا از ميوههاى آن بخورند و حال آنكه دستهاى ايشان آن را نساخته است. آيا سپاس نمىگزارند؟
صادقی
تا از میوهی وبازده آن - و (از) کارکردِ دستهایِ خودشان و یا آنچه خود به دست نیاوردهاند- بخورند. آیا پس (باز هم) سپاس نمیگزارند؟
شاکر (انگلیسی)
That they may eat of the fruit thereof, and their hands did not make it; will they not then be grateful?