انصاریان
سپس علقه شد و خدا او را آفرید و اندامش را درست و نیکو ساخت،
آیتی
سپس لختهاى خون؟ آنگاه به اندام درستش بيافريد.
بهرامپور
سپس خون بستهاى شد و [خدايش] شكل داد و درست كرد
فولادوند
سپس بصورت خونبسته در آمد، و خداوند او را آفريد و موزون ساخت،
الهی قمشهای
و پس از نطفه خون بسته شد و آن گاه (خدایش به این صورت زیبای حیرت انگیز) آفرید و آراسته ساخت.
خرمشاهی
سپس خون بستهاى بود كه [خداوندش] آفريد و به سامان كرد
معزی
پس گردید خونی بسته پس بیافرید پس بیاراست
مجتبوی
سپس خون بسته بود، پس [خدايش] بيافريد و درست اندام كرد؟
صادقی
سپس به صورت خون بستهای [:آویزک] در آمد. پس خدا او را آفرید و سازمان داد،
شاکر (انگلیسی)
Then he was a clot of blood, so He created (him) then made (him) perfect.