انصاریان
و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.]
آیتی
زندگانى اين دنيا چيزى جز لهو و لعب نيست. اگر بدانند، سراى آخرت سراى زندگانى است.
بهرامپور
و زندگى اين دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و حيات حقيقى همانا سراى آخرت است اگر مىدانستند
فولادوند
اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى كاش مىدانستند.
الهی قمشهای
این زندگانی چند روزه دنیا (اگر نه در پرستش حق و سعادت آخرت صرف شود) افسوس و بازیچهای بیش نیست، و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقتدار آخرت است (که حیاتش جاوید و نعمتش بیرنج و زوال است).
خرمشاهی
و اين زندگانى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و اگر مىدانستند بىگمان سراى آخرت كانون زندگى است
معزی
و نیست این زندگانی دنیا جز هوسرانی و بازی و همانا خانه بازپسین است زندگانی اگر بدانند
مجتبوی
و اين زندگانى دنيا جز سرگرمى و بازى نيست، و هر آينه سراى واپسين زندگانى [راستين] است، اگر مىدانستند.
صادقی
و این زندگی دنیا جز بازدارندهای (از حق) و بازیچهای بیش نیست و بهراستی خانهی آخرین - اگر میدانستهاند - بیگمان همان زندگی پرحرکت و پر برکت(حقیقی) است.
شاکر (انگلیسی)
And this life of the world is nothing but a sport and a play; and as for the next abode, that most surely is the life-- did they but know!