انصاریان
در حالی که دیدگانشان [از شدت ترس] فرو افتاده، هم چون ملخ های پراکنده از گورها بیرون آیند.
آیتی
نشان ذلت در چشمانشان آشكار است. چون ملخهاى پراكنده از قبرها بيرون مىآيند.
بهرامپور
در حالى كه چشمانشان فرو شكسته، از قبرها بيرون مىآيند، گويى آنان ملخهاى پراكندهاند
فولادوند
در حالى كه ديدگان خود را فروهشتهاند، چون ملخهاى پراكنده از گورها[ى خود] برمىآيند.
الهی قمشهای
که (از هول آن) کافران به خواری چشم بر هم نهند و سر از قبرها بر آورده مانند ملخ به عرصه محشر منتشر شوند.
خرمشاهی
در حالى كه ديدگانشان را فروداشتهاند، از گورها بيرون آيند، گويى كه ملخهاى پراكندهاند
معزی
سرافکنده است دیدگانشان برون آیند از گورها گوئیا آنانند ملخهای پراکنده
مجتبوی
چشمهاشان [از هول] فرو شده، از گورها بيرون آيند گويى ملخهايى پراكندهاند
صادقی
در حالی که دیدگانشان بسی فروهشته است، چون ملخهای پراکنده از گورها(ی خود) بر میآیند.
شاکر (انگلیسی)
Their eyes cast down, going forth from their graves as if they were scattered locusts,