انصاریان
و آن [آثار و بقایای شهر ویران شده قوم لوط] بر سر راهی است که پابرجاست.
آیتی
و آن شهر اكنون بر سر راه كاروانيان است.
بهرامپور
و ويرانههاى آن هنوز بر سر راهى است كه بر جاى مانده
فولادوند
و [آثار] آن [شهر هنوز] بر سر راهى [داير] برجاست.
الهی قمشهای
و این ویرانه اکنون بر سر راهی است بر قرار.
خرمشاهی
و [آثار] آن [شهر] بر سرراهى پايدار است
معزی
و همانا آن به راهی است استوار (پایدار)
مجتبوی
و آن شهر- سدوم- هنوز بر سر راهى است كه بر جاى مانده است- كاروانيان در آن رفتوآمد دارند-.
صادقی
و بهراستی (آثار) آن (شهر هنوز) بر سر راهی بهدرستی پایبرجاست.
شاکر (انگلیسی)
And surely it is on a road that still abides.