انصاریان
مسلماً ما غل هایی بر گردنشان نهاده ایم که تا چانه هایشان قرار دارد به طوری که سرهایشان بالا مانده است،
آیتی
و ما بر گردنهايشان تا زنخها غُلها نهاديم، چنان كه سرهايشان به بالاست و پايينآوردن نتوانند.
بهرامپور
ما در گردنهاى آنها، تا چانههايشان، غلهايى نهادهايم، به طورى كه سرهايشان را بالا نگه داشتهاند [كه زير پايشان را نتوانند ديد]
فولادوند
ما در گردنهاى آنان، تا چانههايشان، غُلهايى نهادهايم، به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فرو هشتهاند.
الهی قمشهای
ما هم بر گردن آنها تا زنخ زنجیرهای عذاب نهادیم در حالی که (از جهل و عناد مانند شتر) سر بلند کرده و چشم بر بستهاند.
خرمشاهی
ما بر گردنهايشان غفلهايى نهادهايم تا [دستانشان را بسته است به گردنها و] چانههايشان و ايشان سرهايشان به بالا و نگاهشان به پايين است
معزی
همانا نهادیم در گردنهای ایشان زنجیرهائی پس دستهایشان بسوی چانهها است پس ایشانند لگام زدگان (سر به بالا نگاهداشتگان)
مجتبوی
همانا بر گردنهاشان زنجيرها نهادهايم كه تا زير چانههاست، چنانكه سرهاشان بالا مانده است
صادقی
ما همواره در گردنهایشان، (گردنگیرها و) غُلهایی نهادیم. پس آنها تا چانههایشان است. پس هماینان (با چشمهای بسته از روی شرمساری) گردنهاشان بسته و در بند و زنجیر بلند و راستاست.
شاکر (انگلیسی)
Surely We have placed chains on their necks, and these reach up to their chins, so they have their heads raised aloft.