انصاریان
شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید: باش، پس بی درنگ موجود می شود.
آیتی
چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مىگويد: موجود شو، پس موجود مىشود.
بهرامپور
فرمان او هرگاه چيزى را اراده كند، تنها اين است كه به آن بگويد: باش، پس مىشود
فولادوند
چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مىگويد: «باش»؛ پس [بىدرنگ] موجود مىشود.
الهی قمشهای
فرمان نافذ او چون اراده خلقت چیزی کند به محض اینکه گوید: «موجود باش» بلا فاصله موجود خواهد شد.
خرمشاهی
امر او چون [آفرينش] چيزى را اراده كند، تنها همين است كه به آن مىگويد موجود شو، [و بىدرنگ] موجود مىشود
معزی
جز این نیست کار او گاهی که چیزی خواهد که بدو گوید بشو پس بشود
مجتبوی
جز اين نيست كه كار و فرمان او، چون چيزى را بخواهد، اين است كه گويدش: باش، پس مىباشد.
صادقی
هنگامی که چیزی را اراده فرماید، کارش این بس که میگوید: «شو»، پس (بیدرنگ) میشود.
شاکر (انگلیسی)
His command, when He intends anything, is only to say to it: Be, so it is.