انصاریان
چشم ها او را در نمی یابند، ولی او چشم ها را درمی یابد، و او لطیف و آگاه است.
آیتی
چشمها او را نمىبينند و او بينندگان را مىبيند. دقيق و آگاه است.
بهرامپور
ديدگان، او را در نيابند و اوست كه ديدگان را در مىيابد و او باريك بين و آگاه است
فولادوند
چشمها او را درنمىيابند و اوست كه ديدگان را درمىيابد، و او لطيف آگاه است.
الهی قمشهای
او را هیچ چشمی درک ننماید و او همه بینندگان را مشاهده میکند و او لطیف و نامرئی و (به همه چیز خلق) آگاه است.
خرمشاهی
ديدگان او را درنيابد و او ديدگان را دريابد، و اوست باريك بين آگاه
معزی
درنیابندش دیدگان و او دریابد دیدگان را و او است بخشنده آگاه
مجتبوی
چشمها او را درنيابد و او چشمها را دريابد و اوست لطيف- بخشنده و نيكوكار يا باريكدان- و آگاه- به آشكار و نهان.
صادقی
دیدهها(ی سر، سِرّ) او را نمییابند، حال آنکه او (کل) دیدگان را درمییابد و او همان نادیدنی باریکبین (و) بسی آگاه است.
شاکر (انگلیسی)
Vision comprehends Him not, and He comprehends (all) vision; and He is the Knower of subtleties, the Aware.