انصاریان
آنکه بسیار عیب جوست، و برای سخن چینی در رفت و آمد است،
آیتی
عيبجويى كه براى سخنچينى اينجا و آنجا مىرود،
بهرامپور
كه عيبجوست و براى خبرچينى [به هر جا] رونده است
فولادوند
[كه] عيبجوست و براى خبرچينى گام برمىدارد،
الهی قمشهای
و آن کس که دایم عیبجویی و سخنچینی میکند.
خرمشاهی
عيبجوى روانه در پى سخنچينى
معزی
نکوهش گری پوینده به سخن چینی
مجتبوی
كه عيبجو، بدگو، رونده به سخنچينى،
صادقی
(که) بسیار عیبجوست و برای خبرچینی پیاپی گام برمیدارد،
شاکر (انگلیسی)
Defamer, going about with slander