انصاریان
و بامدادان به قصد اینکه تهیدستان را محروم گذارند به سوی باغ روان شدند.
آیتی
صبحگاهان بدين آهنگ كه مىتوانند بينوا را منع كنند بيرون شدند.
بهرامپور
و به وقت صبح با قدرت بر منع [مستمندان] بيرون شدند
فولادوند
و صبحگاهان در حالى كه خود را بر منع [بينوايان] توانا مىديدند، رفتند.
الهی قمشهای
و صبحدم با شوق و عزم و توانایی (بر منع فقیران) به باغ رفتند.
خرمشاهی
و بر منع و مضايقه توانا شدند
معزی
و بامداد کردند بر بازداشتن بینوایان نیرومندان
مجتبوی
و پگاه برفتند بدين آهنگ كه بر [چيدن و] منع درويشان توانايند.
صادقی
و صبحگاهان در حالی که خود را بر منع (بینوایان) توانایان و تقدیرکنان میدیدند، رفتند.
شاکر (انگلیسی)
And in the morning they went, having the power to prevent.