انصاریان
و به راستی پیدایش نخستین را [که جهان فعلی است] شناختید، پس چرا متذکّر [پدید شدن جهان دیگر] نمی شوید؟!
آیتی
شما از آفرينش نخست آگاهيد؛ چرا به يادش نياوريد؟
بهرامپور
و همانا شما پيدايش نخستين خود را دانستهايد [و زنده شدن دوباره مثل آن است]، پس چرا توجه نمىكنيد
فولادوند
و قطعاً پديدار شدن نخستين خود را شناختيد؛ پس چرا سر عبرت گرفتن نداريد؟
الهی قمشهای
و بیشک شما از نشأه اوّل خود آگاه شدید (که از عدم به وجودتان آوردیم) پس چرا متذکر (عالم آخرت) نمیشوید؟
خرمشاهی
و به راستى نشاه نخستين را شناختهايد، پس چرا پند نمىگيريد؟
معزی
و همانا دانستید پیدایش نخستین را پس چرا یادآور نشوید
مجتبوی
و هر آينه شما آفرينش نخست- زندگى دنيوى- را دانستهايد، پس چرا ياد نمىكنيد و پند نمىگيريد؟
صادقی
و همواره بیچون پدیدار شدن نخستین خود را شناختید. پس چرا به شایستگی (آن را) یاد نمیکنید؟
شاکر (انگلیسی)
And certainly you know the first growth, why do you not then mind?