انصاریان
ما آن را وسیله تذکر و مایه استفاده برای صحرانشینان و بیابانگردان قرار داده ایم.
آیتی
ما آن را هشدارى و براى مسافران رهنورد، متاعى ساختيم.
بهرامپور
ما آن را يادآورى [براى آتش قيامت] و كالايى براى مسافران [و جويندگان آتش] قرار دادهايم
فولادوند
ما آن را [مايه] عبرت و [وسيله] استفاده براى بيابانگردان قرار دادهايم.
الهی قمشهای
ما آن را مایه پند و عبرت و توشه مسافران (کوه و بیابان عالم) گردانیدیم.
خرمشاهی
ما آن را پندآموزى ساختهايم و توشهاى براى رهروان
معزی
ما گردانیدیمش یادآوری و بهرهای برای نیازمندان
مجتبوی
ما آن را يادكردى ساختيم- كه چون آن را ببينند آتش دوزخ را ياد كنند- و كالايى براى صحرانشينان.
صادقی
ما آن را یادواره و برخورداری برای نیازمندان- که نیروی زندگیبخش میخواهند- قرار دادیم.
شاکر (انگلیسی)
We have made it a reminder and an advantage for the wayfarers of the desert.