انصاریان
پس چون [تاریکی] شب او را پوشانید، ستاره ای دید [برای محکوم کردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستی] گفت: این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت: من غروب کنندگان را دوست ندارم.
آیتی
چون شب او را فروگرفت، ستارهاى ديد. گفت: اين است پروردگار من. چون فرو شد، گفت: فرو شوندگان را دوست ندارم.
بهرامپور
پس چون شب بر او تاريك شد، ستارهاى ديد. [براى احتجاج با مشركان] گفت: اين پروردگار من است، آنگاه چون افول كرد، گفت: زوال پذيران را دوست ندارم
فولادوند
پس چون شب بر او پرده افكند، ستارهاى ديد؛ گفت: «اين پروردگار من است.» و آنگاه چون غروب كرد، گفت: «غروبكنندگان را دوست ندارم.»
الهی قمشهای
پس چون شب بر او نمودار شد ستاره درخشانی دید، گفت: این پروردگار من است. چون آن ستاره غروب کرد گفت: من چیزهای غروب کردنی و ناپدید شدنی را دوست ندارم (به خدایی نخواهم گرفت).
خرمشاهی
زمانى كه شب بر او پرده انداخت، ستارهاى ديد و گفت اين پروردگار من است، آنگاه چون افول كرد، گفت افولكنندگان را دوست ندارم
معزی
آنگاه که فراگرفتش تاریکی شب دید ستارهای را گفت این است پروردگار من و هنگامی که فرو نشست گفت دوست ندارم فروروندگان را
مجتبوی
پس چون تاريكى شب بر وى در آمد ستارهاى ديد، گفت: اين خداى من است، پس چون فرو شد گفت: فرو شوندگان را دوست ندارم.
صادقی
پس چون شب بر او پرده افکنْد، ستارهای دید (و) گفت: «این پروردگار من است!» آنگاه که غروب کرد، گفت: «غروبکنندگان را دوست نمیدارم.»
شاکر (انگلیسی)
So when the night over-shadowed him, he saw a star; said he: Is this my Lord? So when it set, he said: I do not love the setting ones.