انصاریان
و هیچ خویشاوند و دوست صمیمی از [اوضاع و احوال] خویشاوند و دوست صمیمی اش نپرسد!
آیتی
و هيچ خويشاوندى از حال خويشاوند خود نپرسد،
بهرامپور
و هيچ دوست صميمى از دوست صميمى [حال] نپرسد
فولادوند
و هيچ دوست صميمى از دوست صميمى [حال] نپرسد،
الهی قمشهای
و هیچ کس از خویش خود جویا نشود.
خرمشاهی
و هيچ خويشاوندى از حال خويشاوندى نپرسد
معزی
و نپرسد دوستی دوستی را
مجتبوی
و هيچ خويشاوندى- يا دوستى- از [حال] خويشاوندى- يا دوستى- نپرسد.
صادقی
و هیچ دوست صمیمی دوست صمیمی(اش) را نپرسد.
شاکر (انگلیسی)
And friend shall not ask of friend