انصاریان
آنان را نشانشان می دهند [ولی به خاطر دل مشغولی خود هرگز به آنان توجه نکنند!] گنهکار آرزو می کند که ای کاش می توانست فرزندانش را در برابر عذاب آن روز فدیه و عوض دهد!
آیتی
يكديگر را برابر چشمشان آرند. گناهكار دوست دارد كه خويشتن را بازخرد به فرزندانش،
بهرامپور
دوستان صميمى به آنها نشان داده مىشوند، [ولى هر كسى گرفتار كار خويش است.] گناهكار دوست مىدارد كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز پسران خود را عوض دهد
فولادوند
آنان را به ايشان نشان مىدهند. گناهكار آرزو مىكند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز، مى توانست پسران خود را عوض دهد،
الهی قمشهای
چون حقیقت حالشان به آنها بنمایند آن روز کافر بدکار آرزو کند که کاش توانستی فرزندانش را فدای خود سازد و از عذاب برهد.
خرمشاهی
در حالى كه به همديگر نشان داده شوند، گناهكار آرزو كند كاش عذاب چنين روزى را،
معزی
نمایانیده شوند بدیشان دوست دارد گناهکار کاش فدیه میداد از عذاب آن روز پسرانش
مجتبوی
آنان- يعنى خويشانشان- را بديشان بنمايند- ولى كارى از آنها ساخته نيست-. بزهكار آرزو كند كه كاش مىتوانست [براى فرار] از عذاب آن روز فرزندان خود را عوض دهد،
صادقی
آنان به ایشان بس نشان داده میشوند. گناهکار دوست میدارد کاش برای رهایی از عذاب آن روز، میتوانست پسران خود را (به جای خود) عوض دهد،
شاکر (انگلیسی)
(Though) they shall be made to see each other. The guilty one would fain redeem himself from the chastisement of that day by (sacrificing) his children,