انصاریان
چون آسیبی به او رسد، بی تاب است،
آیتی
چون شرى بدو رسد بيقرارى كند.
بهرامپور
چون آسيبى به او رسد بىتاب است
فولادوند
چون صدمهاى به او رسد عجز و لابه كند.
الهی قمشهای
چون شر و زیانی به او رسد سخت جزع و بیقراری کند.
خرمشاهی
چون شر به او رسد، بىتاب است
معزی
گاهی که رسدش بدیی نالان
مجتبوی
چون بدى [و رنجى] بدو رسد بيتاب است
صادقی
چون صدمهای به او در رسد جزع و لابهکُننده است.
شاکر (انگلیسی)
Being greatly grieved when evil afflicts him