انصاریان
و نعمت ها [ی مادی و وسایل زندگی] را به طور کامل برای او فراهم آوردم،
آیتی
و كارهاى او را به نيكوتر وجهى برساختم.
بهرامپور
و برايش بساط [زندگى خوش] گستردم
فولادوند
و برايش [عيش خوش] آماده كردم.
الهی قمشهای
و اقتدار و مکنت و عزّت دادم.
خرمشاهی
و به او [چه بسيار] ميدان [و امكان] دادم
معزی
و آماده کردم برایش آمادگی
مجتبوی
و براى او [نعمت دنيا را] بتمامى آماده و فراهم ساختم.
صادقی
و برایش (همه چیز زندگی مادی را) بسی آماده کردم.
شاکر (انگلیسی)
And I adjusted affairs for him adjustably;